تبليغاتX
دختر خاکستری دختر خاکستری

درباره وبلاگ







اين روز ها ديگر
حس بـاران ندارم
خيلي وقت است
چتر دست مي گيرم
حالا ديگر در حسرت
موج و طــوفـانم
باران کفافم نیست.
درمان درد من
باران نم نم نيست.
,...
.

پيوند روزانه

یک فنجان آرامش
آوات | avat
عموغلی
خادم الشهدا


در دست ساخت!



" Good luck ....@};- "
Main

My profile



دختر خاکستری

چنـد سطــر سفیــد می شوم ، چنـد سطــر خـاکستــــری و گــاهی طـــوفـانی
یاس کبود...
موضوع: دل نوشته هاي من


گاهــــی آدم احساس مـــی کند

این جمله ؛

« گریـــه مال ِ مـــرد نیست »

را یک آدم ِ نامـــرد ساختـه

تا مــــرد هــآ را از درون ویـرآن كنـــد...


× گریه در چشمآنم معطل است طفلکی...

راه ِ آمدنش را گم کرده... .


نوشته شده توسط :طـوفان بانو | لينک ثابت |پنجشنبه 7 اردیبهشت1391|

روز آغاز ...
موضوع: دل نوشته هاي من


سـلآااام


امروز 31 فروردین ، 18 سال ـه شدم

با اینکه امروز تولدم ـه ، با این که خیلی از دوست ـآ و هم کلاسی ـآم  بــِهم تبریک گفتن...

ولی خیلی دل ـم گرفته ، دل تنگ ـم ، دل تنگ خیلی ـآ


امیدوارم امروز ، روز خوبی باشه....

 اول ـش که خوب بود


دُرست موقع سحر بیدار شدم {  آخه من نزدیکــآی اذان صبح به دنیـآ اومدم }

تا موقع نماز بیدار موندم و .....

نماز ـم رو که خوندم دوباره گرفتم خوابیدم :دی!!!

به خاطر همین چند ساعت بیش تر ، ینی تا ساعت 8 خواب موندم!!!

بعدشم همراه مامان اومدیم اینجـآ! ، تو راه یکی از دوستـآن قدیمی م رو دیدم....

نزدیکـآی اینجا بودیم که یکی از بهترین دوستـآم { مسئول فنی مدرسه مون } رو بعد از 1 سال و خورده ای !

دیدم و کلی با هم خوش و بــِش کردیم ...

گفت: چرا درس نمیخونی ؟! گفتم: امروز مرخصی م ، فهمید که تولدم و ....


بلاخره رسیدیم...

اینجا همه چی آرومه ، سکوت مطلق....! { البته زیاد سابقه نداشته!}


شاید اولین باری باشه تو همچنین روزی حال ـم هنوز خوبه!

{ سال های پیش اینقدر حالم بد بود که مدرسه  هم نرفتم! }


حالا ببین ـیم تا بعد چی پیش میاد....!


× دلم خیلی واست تنگ شده " رفیق مهربون ـم " :(  ؛ کــآش اینجا بودی...


× یــادش بخیر مامان بزرگ :( 24 فروردین تولدش بود

الان اگه بود ، کلی سر کادو  و ... با هم شوخی میکردیم!


× اولین کسی که بهم تبریک گفت " داداش خوب ـم " بود ؛

که امیدارم همیشه خندون ، شاد و موفق باشه...

{ ممنون که به یادم هستی ...}




برچسب‌ها: تولد من, روز آغاز
نوشته شده توسط :طـوفان بانو | لينک ثابت |پنجشنبه 31 فروردین1391|

دگر چه خواهی...؟
موضوع: دل نوشته هاي من



× دل ـم این روزها

 مثل دریــآ موج و طـ....ـوفان دارد ...

شاید خصوصیت ـشه ! ؛ نگران ـه ، دست خودش نیست ،

خوب میشناسد این روزها رو ،

خوب می داند همین روزها ، همین حوالی بود ....

که  پا در میان غریبه ـها گذاشت...!



× زندگي پست ـي و بلندي داره

پست ـي زیاد ديدم از اين مردم پست

حالا خيلي وقـت ـه ؛ منتظر بلندي ام



× شخصیت من ـو با برخورد ـم اشتباه نگیر ؛

شخصیت من چیزی ـه که من هستم ،

اما برخورد من با کسی بستگی به این داره که :

" تو " کی باشی...؟!



× چشم دیدن ندارند...

آن ـها که دنیـا را از دریچه ای نگاه می‌کنند که نگاه‌ ـشان بر نگاه خـدا نیفتد

چشم بر همه چیز بسته‌اند...

آن ـها که دنیـا را از دریچه‌ ای نگاه می‌کنند که تنهـآ لبخند خـدا را ببینند



× { بخشی از متنِ آهنگِ ؛ به سوی تـو ، از کورس سرهنگ زاده }

....

نشان " تـو " گه از زمین ، گاهی ز آسمان جویم ...

ببین چه بی پروا رَه  " تـو " می پویم....؛ بگـــو کجــآیی؟

....

به دست " تـو " دادم دل پریشانم ، دگر چه خواهی...؟

فــِتاده ام از پــآ ، بگو که از جــآنم ، دگر چه خواهی...؟

............

×


نوشته شده توسط :طـوفان بانو | لينک ثابت |سه شنبه 29 فروردین1391|



موضوعات
دل نوشته هاي من و...

لينک دوستان

دست نوشته هاي دله ديگه


آرشيو دفتر

اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
دی 1390
آذر 1390
شهریور 1390
تیر 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389


نويسنده وبلاگ

طـوفان بانو

ديگر امکانات



Copyright by © taktemp.com